چهارشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۲:۵۰ ق.ظ

درباره سايت

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

بایگانی

محبوب ترين ها

پيوندها

تصاوير برگزيده

شبکه های اجتماعی

کلید مسابقه کتابخوانی انسان250ساله

 امام خامنه ای تمدن سازی گفتمان سازی کتاب و کتابخوانی

برای دریافت فایل pdf کلید سوالات مسابقه کتابخوانی انسان250ساله

بر روی تصویر زیر کلیک نمائید.

بسمه تعالی         کلید متنی سوالات مسابقه کتابخوانی انسان250 ساله

 

متن پاسخ سوال یکم ص34                      تشکیل نظام اسلامی، هدف همه انبیاء

" لَقَد أرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیّناتِ وَ أنزَلنا مَعَهُمُ الکِتابَ وَ المیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالقِسط" قسط چیست؟ قسط یعنى استقرار عدالت اجتماعى در جامعه. چه کسى می تواند این کار را انجام دهد؟ تشکیل یک جامعه همراه با عدالت و قسط، یک کار سیاسى است؛ کار مدیران یک کشور است. این، هدف انبیاست. نه فقط پیغمبر ما، بلکه عیسى و موسى و ابراهیم و همه پیغمبران الهى براى سیاست و براى تشکیل نظام اسلامى آمدند.

متن پاسخ سوال دوم ص ص 36                شاخص های نظام اسلامی مدینه

هدف پیغمبر از هجرت به مدینه این بود که با محیط ظالمانه و طاغوتى و فاسدِ سیاسى واقتصادى و اجتماعی اى که آن روز در سرتاسر دنیا حاکم بود، مبارزه کند و هدف، فقط مبارزه با کفار مکه نبود؛ مسئله، مسئله جهانى بود. پیامبر اکرم این هدف را دنبال می کرد که هرجا زمینه مساعد بود، بذر اندیشه و عقیده را بپاشد؛ با این امید که در زمان مساعد، این بذر سبزخواهد شد. هدف این بود که پیام آزادى و بیدارى و خوشبختى انسان به همه د لها برسد. این جز با ایجاد یک نظام نمونه و الگو امکان پذیر نبود؛ لذا پیغمبر به مدینه آمد تا این نظام نمونه را به وجود آورد. اینکه چقدر بتوانند آن را ادامه دهند و بعدی ها چقدر بتوانند خودشان را به آن نزدیک کنند، بسته به همت آنهاست. پیغمبر نمونه را می سازد و به همه بشریت و تاریخ ارائه می کند. نظامى که پیغمبر ساخت، شاخص هاى گوناگونى دارد که در بین آنها هفت شاخص از همه مهمتر و برجسته تر است.

شاخص اول، ایمان و معنویت است.

شاخص دوم، قسط و عدل است.

شاخص سوم، علم و معرفت است.

شاخص چهارم، صفا و اخوت است.

شاخص پنجم، صلاح اخلاقى و رفتارى است.

شاخص ششم، اقتدار و عزت است.

شاخص هفتم، کار و حرکت و پیشرفتِ دائمى است.

 

 متن پاسخ سوال سوم ص102                   اصول اسلامی حکومت امیر المومنین علیه السلام

امیرالمؤمنین می خواهد به دنیا نشان دهد که این اصول اسلامى در همه شرایط قابل پیاده شدن است. واقع قضیه هم همین است. اصول اسلامى شکل لباس امیرالمؤمنین نیست که اگر امیرالمؤمنین لُنگ می بست یا پیراهن می پوشید، امروز لازم باشد ما هم همان کار را بکنیم؛ اصول اسلامى عبارت است از عدالت، توحید، انصاف با مردم، ارج نهادن به حقوق مردم، رسیدگى به حال ضعفا، ایستادگى در مقابل جبهه هاى ضداسلام و دین،پافشارى بر مبانى حق و اسلام و دفاع از حق و حقیقت. اینها در همه زمان ها هم قابل پیاده شدن است.

متن پاسخ سوال چهارم ص124                 ابعاد زندگی فاطمه زهرا سلام الله علیها

در زندگی معمولی این بزرگوار، یک نکته مهم است و آن جمع بین زندگى یک زن مسلمان در رفتارش با شوهر و فرزندان و انجام وظایفش در خانه از یک طرف، و بین وظایف یک انسان مجاهدِغیورِخستگی ناپذیر در برخوردش با حوادثِ سیاسىِ مهم بعد از رحلت رسول اکرم صل الله علیه و اله و سلم که به مسجد می آید و سخنرانى و موضع گیرى و دفاع می کند و حرف می زند؛ و یک جهادگر به تمام معنا و خستگی ناپذیر و مِحنت پذیر و سختی تحمل کن است، از طرف دیگر. همچنین از جهت سوم، یک عبادتگر و بپادارنده نماز در شبهاى تار و قیام کننده و خاضع و خاشع براى پروردگار است و در محراب عبادت، این زن جوان مانند اولیاى کهن الهى، با خدا راز و نیاز و عبادت می کند.این سه بعُد را با هم جمع کردن، نقطه درخشان زندگى فاطمه زهرا علیهاالسلام است. آن حضرت،این سه جهت را از هم جدا نکرد. بعضى خیال می کنند انسانى که مشغول عبادت می باشد، یک عابد و متضرّع و اهل دعا و ذکر است و نمی تواند یک انسان سیاسى باشد. یا بعضى خیال می کنند کسى که اهل سیاست است ‌چه زن و چه مرد ‌ و در میدان جهاد فی سبیل الله حضور فعال دارد، اگر زن است، نمی تواند یک زنِ خانه با وظایف مادرى و همسرى و کدبانویی باشد و اگر مرد است، نمی تواند یک مرد خانه و دکان و زندگى باشد. خیال می کنند اینها با هم منافات دارد؛ درحالی که از نظر اسلام، این سه چیز با یکدیگر منافات و ضدّیت که ندارد، در شخصیت انسانِ کامل، کمک‌کننده هم است.

متن پاسخ سوال پنجم ص388                               شبکه ارتباطی شیعه

شما اگر حالات این سه امام را در "مناقب 3 "و جاهاى دیگر ملاحظه کنید، متوجه می شوید که در

زمان این بزرگواران، شبکه ارتباطاتى شیعه، بیشتر از زمان امام باقر و امام صادق علیهماالسلام بوده

است از اقصى نقاط دنیا، نامه می فرستادند، پول می فرستادند و دستور می گرفتند؛ درحالیکه اینها در محدودیت بودند.

 

 متن پاسخ سوال ششم ص 158-156                   

بخش اول                                               روش امام حسن علیه السلام در مقابل تهاجم باطل

جریان حق هم بیکار که ننشسته بود در مقابل این تهاجم باطل آنها هم روشهایی داشتند که به طور خلاصه عبارت است از اول مقاومت و تحرک قدرتمندانه.بعضى خیال می کنند امام حسن مجتبى ترسید که بجنگد؛ نه. امام حسن مجتبى قاطعانه عازم به جنگ بود و جزو شجاعان عرب است.

دوم، تبلیغ: کار تبلیغ در دستگاه حق اهمیتش بسیار زیاد است. منتها همانطور که گفتیم  جریان حق در تبلیغ دستش بسته است. از هر شیوه ای، از هر روشى نمی تواند استفاده کند. آ ن چیزى را که حق و واقع هست فقط بیان می کند،یک چیزهایی هست توى ذهن مردم، در ذهن مردم مطلوب است، جریان باطل هیچ ابایی ندارد که آنها را به همان شکلی که مردم دوست می دارند بیان کند؛ اما جریان حق نخیر، حق را بیان می کنند ولو تلخ باشد.

ارزش گرایی؛ و شیوه دیگر اصرار بر حفظ ارزشها. آن چیزى که در دستگاه حق خیلى مهم است و در شیوه هاى آنها مورد توجه است این است که اصرار دارند که ارزش ها را به هرقیمتى  هست حفظ کنند، و در نهایت عقب نشینی تا حد و مرز حراست از بقاى مکتب. این را هم توجه داشته باشید؛ یعنى حق اگر دید که ایستادن او موجب می شود که اصل مکتب به خطر بیفتد عقب نشینى می کند، ننگ و عارش نمی آید از عقب نشینى کردن.

بخش دوم                                   علت شکست(ظاهری) امام حسن علیه السلام

علت شکست امام حسن عبارت بود از ضعف بینش عمومى، علت اصلى، و آمیخته شدن ایمان به انگیزه هاى مادى. در زمینه ضعف بینش عمومى، مردم بسیار بسیار ناآگاه بودند انصافاً، و ایمانِ مذهبیشان هم آمیخته شده بود به انگیزه هاى مادى. برایشان مادیت شده بود اصل. متزلزل شدن ارز شها از ده، بیست سال قبل از آن؛ از حدود ده پانزده سال قبل از ماجراى صلح امام حسن، ارزشها ذره ذره متزلزل شده بود. یک مقدار تبعیض و یک مقدار این چیزها به وجود آمده بود و همه اینها موجب شد که امام حسن نتواند مقاومت کند.

متن پاسخ سوال هفتم ص229                    نقش امام سجاد علیه السلام در احیای اسلام

بزر گترین نقش امام سجاد)ع(  این است که تفکر اصیل اسلامی یعنی توحید، نبوت، مقام معنوی انسان، ارتباط انسان با خدا و بقیه چیزها را تدوین کرده است و مهمترین نقشِ صحیفة سجادیه همین بود.

 

 متن پاسخ سوال هشتم ص 179-172        هدف امام حسین علیه السلام از قیام

به طور خلاصه، نه می توانیم  بگوییم که حضرت قیام کرد براى تشکیل حکومت و هدفش تشکیل یک حکومت بود، و نه می توانیم بگوییم حضرت براى شهید شدن قیام کرد. چیز دیگرى است. بنده به نظرم اینطور می رسد، کسانى که گفته اند هدف،"حکومت " بود، یا هدف، "شهادت " بود، میان هدف و نتیجه، خَلط  کرده اند. هدف، اینها نبود.امام حسین علیهالسلام، هدف دیگرى داشت؛ منتها رسیدن به آن هدفِ دیگر، حرکتى را می طلبید که این حرکت، یکی از دو نتیجه را داشت، حکومت یا شهادت.اگر بخواهیم هدف امام حسین علیهالسلام را بیان کنیم، باید این طور بگوییم که هدف آن بزرگوار عبارت بود از انجام دادن یک واجب عظیم از واجبات دین، که آن واجب عظیم را هیچکس قبل از امام حسین حتی خود پیغمبر  انجام نداده بود. نه پیغمبر این واجب را انجام داده بود، نه امیرالمؤمنین، نه امام حسن مجتبى. واجبى بود که در بناى کلى نظام فکرى و ارزشى و عملى اسلام، جاى مهمى دارد. با وجود اینکه این واجب، خیلى مهم و بسیار اساسی است، تا زمان امام حسین، به این واجب عمل نشده بود، عرض می کنم که چرا عمل نشده  بود. امام حسین باید این واجب را عمل می کرد تا درسی براى همه تاریخ باشد.حالا چرا امام حسین این کار را بکند؟ چون زمینه انجام این واجب، در زمان امام حسین پیش آمد. اگر این زمینه در زمان امام حسین پیش نمی آمد؛ مثلاً در زمان امام علی النقی علیهااسلام پیش می آمد، همین کار را امام علی النقی علیهاالصلاةوالسلام می کرد و حادثه عظیم و ذبح عظیم تاریخ اسلام، امام علی النقى می شد. اگر در زمان امام حسن مجتبى یا در زمان امام صادق علیهالسلام هم پیش می آمد، آن بزرگواران عمل می کردند. در زمان قبل از امام حسین، پیش نیامد؛ بعد از امام حسین هم در تمام طول حضور ائمه علیهمالسلام تا دوران غیبت، پیش نیامد.

کارى که در زمان امام حسین انجام گرفت، نسخه کوچکش هم در زمان امام ما انجام گرفت.منتها آنجا به نتیجه شهادت رسید، اینجا به نتیجه حکومت. این همان است، فرقی نمی کند.هدف امام حسین با هدف امام بزرگوار ما یکی بود. این مطلب، اساس معارف امام حسین است. معارف حسینى، بخش عظیمى از معارف شیعه است. این پایه مهمى است و خود،یکی از پایه هاى اسلام است.پس هدف، عبارت شد از بازگرداندن جامعه اسلامى به خط صحیح. چه زمانى؟ آن وقتی که راه، عوضى شده است و جهالت و ظلم و استبداد و خیانتِ کسانى، مسلمین را منحرف کرده وزمینه و شرایط هم آماده است. البته دوران تاریخ اوقات مختلفى است. گاهى شرایط آماده است و گاهى آماده نیست. زمان امام حسین آماده بود، زمان ما هم آماده بود. امام همان کار را کرد.

 

متن پاسخ سوال نهم ص 277و278           مبارزه فرهنگی امام باقر علیه السلام

حالا ائمه می خواهند حکومت اسلامىِ درست را بر سر پا کنند؛ می خواهند نظام علوى را برقرار بکنند، چه باید بکنند؟ اولین کار این است که ذهنیت مردم را عوض کنند؛ فرهنگ به اصطلاح اسلامىِ ضداسلامى را که در ذهن مردم رسوخ کرده، از آنها بگیرند و جاى آن را با فرهنگ خوبی و صحیحى و قرآن حقیقى و توحید واقعى جایگزین کنند؛ این همان مبارزه فرهنگی است. پس مبارزه فرهنگى فقط نشستن و از احکام اسلام چیزهایی را بیان کردن بدون یک جهت گیرى، بدون یک سمت گیرىِ انقلابى و مبارزى نیست، این مبارزه نیست. بلکه مبارزه فرهنگى این است که سعى کنند ذهنیت مردم را و فرهنگ حاکم بر ذهنهاى مردم را عوض کنند، تا راه را براى حکومت الهى هموار کنند و راه را بر حکومت طاغوتى و شیطانى ببندد وامام باقر این کار را  شروع کرد. باقرالعل مال اولین یعنى این؛کار دیگرى در زندگى آن حضرت هست که آن عبارت است از تشکل.

متن پاسخ سوال دهم ص 312                   بنی عباس؛ جریان مزاحم قیام امام صادق علیه السلام

سرگذشت امام صادق بسیار مهم وآموزنده است، ده سال با بنی امیه و مدت طولانى دیگرى با بنی عباس مبارزه کرد، در هنگامی که پیروزى او بر بنی امیه حتمى بود، بنی عباس به عنوان یک جریان مزاحم و فرصت طلب آمدند میدان را گرفتند و بعد از آن امام صادق هم با بنی امیه و هم با بنی عباس مبارزه کرد.

متن پاسخ سوال یازدهم ص 338               پیوستگی فکری و عملی؛ شرط شیعه بودن است

شیعه بودن یک شرط اساسی و حتمی داشت و آن عبارت بود از"پیوستگی فکری و عملی با امام و شرکت در فعالیتی که به ابتکار و رهبری امام در جهت بازیافتنِ حقِ  غصب شده و تشکیل نظام علوی و اسلامی در سطوح مختلف فکری، سیاسی و احیاناً نظامی انجام می گرفت ."این پیوستگی، همان است که در فرهنگ شیعه "ولایت" نامیده می شود. در واقع، شیعه نامی بود برای حزب امامت؛ حزبی که به رهبری امام به فعالیتهای معیّنی سرگرم بود و همچون همه حزبها و سازمانهای معترض در دوران اختناق، با استتار و تقیّه می زیست. این، چکیده و عصاره نگاه دقیق به زندگی ائمه و به ویژه امام صادق است.

متن پاسخ سوال دوازدهم ص 356             نمونه ای از اقدامات جهادی موسی بن جعفر(ع)

یکی از حرفهایی که (هارون)آنجا با موسی بن جعفر می زد این است که می گوید شما بنی هاشم از"فدک " محروم شدید آل علی، فدک را از شما گرفتند، حالا من می خواهم فدک را به شما برگردانم، بگو فدک کجاست، حدود فدک چیست تا من فدک را به شما برگردانم. خوب معلوم است که این یک فریبی است که می خواهد فدک را برگرداند، به عنوان کسی که حق از دست رفته آل محمد را می خواهد به آنها برگرداند و چهره ای برای خودش درست کند. حضرت می گوید بسیارخوب حالا که می خواهى فدک را به من بدهى، من حدود فدک را براى تومعین می کنم. بنا میکنند حدود فدک را معین کردن. آن حدودى که امام موسی بن جعفر براى فدک معین می کنند تمام کشور اسلامى آن روز را در برمی گرفت؛ فدک یعنى این. یعنى اینکه تو خیال کنى که ما دعوایمان در آن روز بر سر یک باغستان بود، چند تا درخت خرما بود، این ساده لوحانه است. مسئله ما آن روز هم مسئله چند تا نخلستان و باغستانِ فدک نبود؛ مسئله خلافت پیغمبر بود، مسئله حکومت اسلامی بود. منتها آن روز آن چیزى که فکر می شد ما را از این حق به کلی محروم خواهد کرد، گرفتن فدک بود. لذا ما در مقابل این  مسئله پافشارى می کردیم. امروز آن چیزى که در مقابل ما تو غصب کردى، باغستان فدک نیست، که ارزشى ندارد. آنچه که تو غصب کردى، جامعه اسلامى است، کشور اسلامى است. حدود چهارگانه اى را ذکر می کند موسی بن جعفرعلیهالصلاة والسلام می گوید این فدک است، یاالله حالا اگر می خواهى بدهى این را بده. یعنى صریحاً مسئله داعیه حاکمیت و خلافت را آنجا امام موسی بن جعفر مطرح می کند.

متن پاسخ سوال سیزدهم ص 375              بهره برداری امام هشتم از ماجرای ولیعهدی

بهره برداری اصلی امام از این ماجرا بسی از اینها مهمتر است. امام با قبول ولیعهدی، دست به حرکتی می زند که در تاریخ زندگی ائمه پس از پایان خلافت اهل بیت در سال چهلم هجری تا آن روز و تا آخر دوران خلافت بی نظیر بوده است و آن برملا کردن داعیه امامت شیعی در سطح عظیم اسلام و دریدن پردة غلیظ تقیّه و رساندن پیام تشیع به گوش همه مسلمان ها است. تریبون عظیم خلافت در اختیار امام قرار گرفت و امام در آن، سخنانی را که در طول یکصدوپنجاه سال جز در خفا و با تقیّه و به خصیصین و یاران نزدیک گفته نشده بود به صدای بلند فریاد کرد و با استفاده از امکانات معمولی آن زمان که جز در اختیار خلفا و نزد یکان درجه یک آنها قرار نمی گرفت، آن را به گوش همه رساند.

متن پاسخ سوال چهاردهم ص 402            معنای انتظار

باید خود را به عنوانِ یک سرباز، به عنوانِ انسانی که حاضر است براى آنچنان شرایطى مجاهدت کند، آماده کنیم. انتظار فرج معنایش این نیست که انسان بنشیند، دست به هیچ کارى نزند، هیچ اصلاحى را وجهه همت خود نکند، صرفاً دل خوش کند به اینکه ما منتظرامام زمان علیهالصلاة والسلام هستیم. اینکه انتظار نیست. انتظار چیست؟ انتظار، دستِ قاهرِ قدرتمندِ الهىِ ملکوتى است که باید بیاید و با کمک همین انسان ها سیطره ظلم را از بین ببرد و حق را غالب کند و عدل را در زندگى مردم حاکم کند و پرچم توحید را بلند کند؛ انسانها را بنده واقعى خدا بکند. باید براى این کار آماده بود. تشکیل نظام جمهورى اسلامى یکی از مقدمات این حرکت عظیم تاریخى است. هر اقدامى در جهت استقرار عدالت، یک قدم به سمت آن هدف والاست. انتظار، معنایش این است. انتظار، حرکت است؛ انتظار، سکون نیست. انتظار،رها کردن و نشستن براى اینکه کار به خودی خود صورت بگیرد، نیست. انتظار، حرکت است.انتظار، آمادگى است. این آمادگى را باید در وجود خودمان، در محیط پیرامون خودمان حفظ کنیم و خداى متعال نعمت داده است به مردم عزیز ما، به ملت ایران، که توانسته اند این قدم بزرگ را بردارند و فضاى انتظار را آماده کنند. این معناى انتظارِ فرج است.

گروه فرهنگی تبلیغی به رنگ خدا گرگان  www.sebqatallah.blog.ir          @sebqatallah  (سروش)

نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">